ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
117
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
كركويه نماز مىگزاردند روزه مىگرفتند و بسيارى از عبادتها را انجام مىدادند و فقيهان و عالمان ويژه خود را داشتند « 1 » . در سرزمينهاى شمالىتر به سوى هرات ، اسفزار ( اسپوزار ) كه مشتمل بر چهار شهر بود ، تا اندازهاى سكونتگاه خارجيان بود « 2 » . در سرزمين هرات خارجيانى بسيار در شهرهاى كروخ و استرابيان مىزيستند « 3 » . در سرزمينهاى خاورىتر به جز گرديز شهر البان « 4 » كه در راه غزنه تا كابل دو روز راه است انبوهى از خارجيان سكونت كرده بودند . مردم اين شهر معتقد بودند كه از تبار ازارقياناند كه مهلب آنها را دنبال كرده بود ، اما اينك فرمانبردار حكومت بودند . در ميان اينان بازرگانان ، مردمان توانگر ، دانشمندان و اديبانى يافت مىشدند گويا با اميران هند و سند دادوستد و بازرگانى داشتند و هر يك از سران آنان دو نام يكى تازى و دو ديگر هندى داشته « 5 » . در اين زمان خارجيان سيستان را بازرگانان ديگر جاىها معتمدترين طرفهاى خود مىدانستند « 6 » . بقيه به بافندگى سرگرم بودند « 7 » . در طول سده پنجم / يازدهم گويا به كيش تسنن گرويدند . كيش خارجى در آذربايجان چنان كه مسعودى از آن در سده چهارم / دهم سخن مىگويد « 8 » تافته جدا بافتهاى بوده است . اين كيش از شمال ميان رودان ( الجزيره ) و سرزمين موصل به آذربادگان راه يافت . موصل از زمان دومين جنگ داخلى پايگاه استوار خارجيان در ميان قبيله تازى شيبان بكرى به شمار مىرفت .
--> ( 1 ) . ياقوت سوم ص 42 . ( 2 ) . حدود العالم ص 104 ( اصطخرى ص 267 ، به ويژه از كوهپايه كاشكان با روستاهايى آبادان كه سكونتگاه خارجيان بوده است نام مىبرد در حالى كه شهرهاى سرزمين اسفزار سنىنشين بودهاند . ( 3 ) . الاصطخرى ( استخرى . م ) ص 266 ؛ ابن حوقل ص 439 ؛ مقدسى ص 323 . ( 4 ) . Alab n , م . ( 5 ) . ياقوت ، يكم ص 438 از ابو الفتح نصر اسكندرى ( مرده 560 / 1165 ) نام مىبرد . اگر اين مرد نويسنده گزارش است گويا اين بازپسين بارى است كه از خارجيان خاور سخن مىرود ، اما دور نيست كه نصر از مأخذى كهنتر نقل كرده باشد . ( 6 ) . ياقوت ، سوم ، ص 42 به نقل از استخرى . ( 7 ) . ياقوت ، چهارم ص 269 . ( 8 ) . مسعودى ، مروج ، فقرههاى 1994 ، 2190 .